وداع با آقای شهید ایران

۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۵
کد مطلب: ۱۱۵۵۵۱۰

‏اندیشه‌های قرآنی رهبر شهید: پی‌ریزی فرهنگی الهی (شماره ۲)

‏راهکارهای نهادینه‌سازی فرهنگ قرآن در زندگی

حجت الاسلام والمسلمین عیسی عیسی زاده، استاد یار پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

این ایام، فرصتی برای تعمیق در میراث فکری رهبر شهید است. شماره دوم این یادداشت را با محوریت ادامه «پذیرش قلبی معارف قرآن»، و سپس راهکارهای «تقواپیشگی»، «خشیت الهی» و «تدبر و تفکر در آیات الهی» با شما به اشتراک می‌گذاریم.

‏راهکارهای نهادینه‌سازی فرهنگ قرآن در زندگی
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

در ادامه یادداشت پیشین که به مقدمه‌ای بر اهمیت قرآن و دوازده کارکرد آن، و همچنین اولین راهکار نهادینه‌سازی فرهنگ قرآن یعنی «تغییر و اصلاح باورها» پرداختیم، و بخش ابتدایی «پذیرش قلبی معارف قرآن» را آغاز کردیم، اکنون به سراغ ادامه راهکارهای ارائه‌شده توسط رهبر شهید می‌رویم.

۲. پذیرش قلبی معارف قرآن
مقام معظم رهبری در باره اثبات قلبی نیز فرمودند: «اگر دل‌هایمان را به قرآن بسپریم، برایمان رحمت قرآن احیا می‌شود. مقاصد شیطانی، اغراض شیطانی، منابع مادی، هدف‌طلبی، جاه‌طلبی، رقابت‌ها، این‌ها مانع می‌شوند که انسان این توجه قرآنی را درک کند؛ از دست بدهد؛ خطا سر بزند» (بیانات، ۱۳۸۸/۵/۳۱).

ایشان در بیانی دیگر در مورد شرط بهره‌گیری از قرآن فرمودند: «با قرآن باید مثل آینه مواجه شد؛ پاکیزه، براق و بی‌غل و غش؛ تا قرآن در دل ما منعکس شود. قرآن باید در دل ما انعکاس پیدا کند؛ این همیشه برای همه نیست؛ برای کسانی است که دل‌ها را با عفو باطن نفس پاکیزه کنند؛ با ایمان، با باور به قرآن مواجه شوید؛ الاّ اینگونه نیست؛ «لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةَ وَکَلَّمَهُمُ الْمَوْتَی وَحَشَرْنَا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلًا مَا کَانُوا لِیُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ» (انعام، ۱۱۱)؛ اگر برای برخی افراد همین را به آسانی بدهند، این دل‌های ناپاک، نزدیک می‌شود ایمان می‌آورد. لذا قرآن را می‌شنوند، اما به قرآن نزدیک نمی‌شوند» (بیانات، ۱۳۸۴/۷/۱۴).

۳. تقواپیشگی

تقوا اسم مصدر از ریشه «و ق ی» است، در لغت به معنای پرهیز، حفظ، مراقبت شدید و مقیدانه است (ابن منظور، ۱۴۱۲، ج ۱۵، ص ۳۷۸). در ادبیات متون اسلامی به معنای حفظ خویشتن از مطلق محرمات است؛ اعم از محرمات و مکروهات (اغراض اعتقادی، ۱۴۱۲، ص ۸۸۱، «وقی»). برای ترک بعضی از مباحات نیز در تحقق این معنا لازم و ضروری است (اغراض اعتقادی، ۱۴۱۲، ص ۸۸۱). چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برای نامگذاری پرهیزکاری به متقین، اقدام کرد تا برای پرهیز از مباحات به انگیزه پرهیز از حرام‌ها ضروری باشد (حر عاملی، ۱۳۸۰، ج ۱۱، ص ۲۶۷).

بر اساس فرموده خدای متعال، تقواپیشگی از عوامل مهم در دستیابی به کارکرد هدایت‌گری قرآن است:
‏> «ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ» (بقره، ۲).
‏> «هَذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًی وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِینَ» (آل‌عمران، ۱۳۸).
‏> «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَیَجْعَل لَّکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (حدید، ۲۸).
این آیات نشانگر آن است که داشتن تقوا نقش تعیین‌کننده‌ای در بهره‌برداری از هدایت‌های قرآن کریم دارد.

کلمه «هدایت» در قرآن در دو مورد اساسی استعمال شده است، ولی ریشه همه آن‌ها به دو معنی بنیادی می‌رسد:
الف) «هدایت تکوینی» که در تمام موجودات وجود دارد (مانند هدایت تکوینی ابرها به وسیله بادها و اقیانوس‌ها که هدایت‌های حساب شده و اساسی است).
قرآن مجید در این زمینه از نباتات سخن می‌گوید:
‏> «قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی» (طه، ۵۰)؛
یعنی: «پروردگار ما همه چیز را آفرید سپس آن‌ها را هدایت کرد.»

ب) «هدایت تشریعی» که به وسیله پیامبران و کتب آسمانی انجام می‌گیرد. انسان‌ها با تعلیم و تربیت، در مسیر تکامل پیش می‌روند. شواهد آن نیز در قرآن فراوان است. از جمله می‌خوانیم:
‏> «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» (انبیاء، ۷۳)؛
یعنی: «ما آن‌ها را امامانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می‌کنند.»

چرا هدایت قرآن ویژه پرهیزکاران است؟
بی‌شک قرآن برای هدایت همه انسان‌ها نازل شده، ولی چرا در آیه فوق هدایت قرآن، مخصوص پرهیزکاران معرفی گردیده؟ علت این است که تا مرحله‌ای از تقوا در انسان‌ها نباشد (مرحله تسلیم در مقابل حق و پذیرش اولیه با عقل و فطرت)، محال است انسان از هدایت‌های آسمانی و دعوت انبیاء بهره بگیرد.

به تعبیر دیگر: افراد فاقد ایمان درک نمی‌کنند: یعنی کسانی هستند که در جستجوی حق‌اند و حق را ببینند می‌پذیرند. گروه دیگر، افراد لجوج و معاندند که نه تنها در جستجوی حق نیستند، بلکه تلاش می‌کنند که حق را بپوشانند و انکار کنند.
مسلماً قرآن و هر کتاب آسمانی دیگر، تنها برای گروه اول مفید بوده است. گروه دوم از هدایت آن بهره‌ای نمی‌برند.

بنا به تعبیر دیگر: عشق به «ربعیات ربعی» و «هابلیات هابل» نیز شرط است، هم در هدایت تکوینی و هم در هدایت تشریعی. همین شعله ناچیز سنبل بر وجود دارد، اگرچه علت آن مرتبه بالا بر آن باشد، بلکه باید همین نمونه باشد تا از خطرات آینده‌نگر بالا بهره گیرد.
سرانجام در انسان‌ها نیز تا از لجاجت و عناد پاک شود، بذر هدایت را می‌پذیرد. لذا خدای متعال می‌فرماید: «قرآن هادی انسان‌های متقی است» (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱، ج ۱، ص ۶۸).

بنابراین، بر اساس فرموده مقام معظم رهبری، ما می‌توانیم از این کارکرد قرآن (هدایت‌گری) استفاده کنیم که تقوا داشته باشیم، در این صورت هدایت به معنای کلمه به تمام معنای الکلمه در زندگی ما می‌تواند باشد (بیانات، ۱۴۰۰/۱/۲۵).

۴. خشیت الهی (نرمی و ذلّت قلبی در برابر خدای قاهر)

خشوع، فروتنی سر و گردن است (ابن عباس، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۸۲)؛ عملی مناسب به خدا که در فعل آن، خشوع دیده می‌شود و خود را بالاتر از خود می‌بیند و از قید بندگی، تکلفی در آن نیست. با اینکه گفته شده، خشوع و خضوع از لحاظ معنا نزدیک هستند (عسکری، بی‌تا، ص ۲۱۶، «خشوع»)؛ ولی خضوع در بدن و خشوع اعم از آن (در بدن، صدا، چشم) است (راغب، ۱۴۰۹، ج ۱، ص ۴۹۰، «خشع»).

خشیت در قرآن اسلامی به معنای تذلل در برابر خدا و به واسطه آیات الهی است. مثلاً از آن در میان مباحث ایمان یاد شده است.
داشتن خشیت الهی از دیگر راهکارهای دستیابی به کارکردهای قرآنی است که خود قرآن به آن اشاره کرده است. در آیه ۱۱ از سوره یاسین آمده است:
‏> «إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ کَرِیمٍ»؛
و در آیه ۲ سوره طه نیز آمده است:
‏> «مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی إِلَّا تَذْکِرَةً لِّمَن یَخْشَی».
در این دو آیه، خدای متعال خطاب به پیامبر اکرم می‌فرماید که افراد از این قرآن و این تذکرات بهره‌مند می‌شوند که اهل خشیت باشند.

از امام صادق (علیه السلام) در باره نقش خشیت الهی در محافظت از شر شیطان، روایاتی آمده است که فرمود:
‏> «وَ الْقُرْآنُ مُحْتَاجٌ إِلَی ثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ: قَلْبٍ خَاشِعٍ...» (منسوب به امام صادق (ع)، ۱۴۰۰، ص ۲۸)؛
یعنی: «و قرآن محتاج سه چیز است: قلب خاشع...؛ زیرا اگر قلب خاشع باشد، شیطان از آن دور می‌ماند.»

مقام معظم رهبری در باره نقش خشوع در دستیابی به کارکردهای قرآن فرمودند: «قرآن را اگر اینچنین با خشوع و با غفلت انسان ببیند، دیگر چیزی نمی‌فهمد، یعنی هیچ چیز نمی‌فهمد. خدای نکرده اثرات عکس می‌گذارد. انسان قرآن را با توجه، با خشوع، با اعتماد به بیان الهی – خدا می‌گوید به وسیله قرآن با شما حرف می‌زند – به این نیت تلاوت بکند، آن وقت لذت قرآن بر او می‌نشیند. ما اگر صرفاً لذت تلاوت قرآن را، هدفاً دستاورد ریدا می‌انیم از تلاوت قرآن. مهم این است که تلاوت قرآن، خودش در دل ما هدایت ایجاد کند، انسان در کلمات قرآن، در آیات الهی، خشوع را باید احساس کند. اگر بدانیم این حالت باطنی است، با قرآن را احساس کند» (بیانات، ۱۳۹۲/۱/۱۹).

۵. تدبر و تفکر در آیات الهی

تدبر و تفکر در آیات الهی از راهکارهایی است که می‌توانیم به وسیله آن به مقاصد و اهداف قرآن برسیم. این راهکار را خود خداوند متعال مورد سفارش قرار داده است و در چندین آیه از قرآن به تدبر در قرآن اشاره شده است. از جمله فرموده است:
‏> «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمد، ۲۴)؛
یعنی: «آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دل‌هایشان قفل نهاده شده است؟»
در سوره «ص» آیه ۲۹ نیز به مسئله تدبر در قرآن سفارش شده است:
‏> «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» (ص، ۲۹)؛
یعنی: «قرآنی است که ما آن را به سوی تو نازل کردیم، تا در آیات آن تدبر شود و خردمندان پند گیرند.»

مراد از «تدبر» که از ماده «دبر» (بر وزن ابر) است، به معنای بررسی عواقب و آثار چیزی است، به عکس تفکر که بیشتر به بررسی علل و اسباب چیزی گفته می‌شود. به هر روی، مراد از تدبر در قرآن مجید، ژرف‌اندیشی است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱، ج ۲۱، ص ۴۶۹).

مقام معظم رهبر نیز در باره نقش تدبر در بهره‌مندی از معارف قرآن فرموده است: «در قرآن، بیانات، مثل بیانات یاوه‌گویی نیست که یک رمان‌نویس بکند، موضوعاتی بکند؛ نه، خدا می‌گوید در قرآن بیان با یک کلمه، با یک اشاره، یک دنیا معرفت را به شما انسان‌ها سرانیر می‌دهد که اگر اینچنین تدبر کنیم، اگر فکر کنیم، اگر ابعاد را بسنجیم، اگر از خرد باطن برای فهم آن استفاده کنیم، یک معارف عجیب در یک کلمه برای انسان حاصل می‌شود» (بیانات، ۱۴۰۰/۱/۲۵).

ایشان در سخنی دیگر در باره نقش تدبر در تعمیق بینش‌های مختلف قرآنی فرمودند: «انسان‌ها با قرآن به اعتباری که دارد و تدبر در آن، همچنین تدبر در ادعیه مأثوره و معرفت دینی نیز نقش دارد» (بیانات، ۱۳۸۸/۱۱/۱۳).

ایشان در بیانی دیگر در باره نقش تدبر در این مرتبه از هدایت قرآنی و بهره بردن از شعور الهی به وسیله قرآن فرمودند: «همه مقاصد و همه قرآن این است که حقاً می‌توانیم قرآن را بیابیم، آیات را بیابیم، با دقت بیابیم، با تدبر بیابیم، با توجه به خدای متعال بیابیم، شعور پیدا می‌کند؛ این تدبیر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است که «وَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی لَمْ یَعِظْ أَحَداً بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ»؛ این خطبه بسیار زیبا، عمیق و نفیس شصتم نهج البلاغه است که ما آن را در خطبه‌ها آورده‌ایم. اینجا می‌فرماید: «وَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی لَمْ یَعِظْ أَحَداً بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ»؛ خدای متعال در هیچ یک از بیانات آسمانی، مثل قرآن احدی را موعظه نکرده، به آن‌ها دست نداده، آن‌ها را امام نکرده است. «وَهُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَسَبَبُهُ الْأَمِینُ وَفِیهِ رَبِیعُ الْقُلُوبِ وَیَنْبُوعُ الْعِلْمِ وَمَا لِلْقُلُوبِ شِفَاءٌ غَیْرُهُ»؛ بهار دل‌ها؛ در آن دل‌ها را سیراب می‌کند، در آن دل‌ها را سرسبز می‌کند، در آن دل‌ها را بهار می‌کند، در آن دل‌ها را نمونه و امید معارف حقیقی قرار می‌دهد؛ «وَفِیهِ رَبِیعُ الْقُلُوبِ وَیَنْبُوعُ الْعِلْمِ وَمَا لِلْقُلُوبِ شِفَاءٌ غَیْرُهُ»؛ این کلمه «شفا» در فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است» (بیانات، ۱۴۰۰/۱/۲۵).

ایشان در سخنی دیگر در باره لزوم تدبر در قرآن و بهره‌مند از کارکردهای قرآن فرمودند: «برادران عزیز! همین که قرآن را با صدا می‌خوانیم، آیا این کافی است؟ این که هنگام سفر، از نور قرآن بهره می‌بریم بر کافی است؟ این که حتی قرآن را در شب می‌بریم بر کافی است؟ امر نه من می‌گویم، این که ما قرآن را با عذا و لحن تلاوت می‌کنیم یا تلاوت می‌کنیم و نام آن را بگذاریم تبرک، لیست تلاوت قرآن شرکت را از آن لذت ببریم بر کافی است؟ نه. چیزی دیگر لازم دارد. آن چیست؟ آن تدبر در قرآن است. باید در قرآن تدبر کرد. خود قرآن در موارد متعددی از ما می‌خواهد که تدبر کنیم. علی‌الخصوص! اگر ما یاد بگیریم که با قرآن به قصد تدبر، انس پیدا کنیم، همه تبعات و آثاری که گفتیم حاصل خواهد شد. ما هم آن را نیز داریم؛ پس باید پیش برویم. این که شما می‌بینید از اول انقلاب تا امروز، مسئولین دلسوز، آن را در تلاوت، در حفظ و در تحقیق و مراسم مربوط به قرآن مطرح کرده‌اند، برای این است که ما به این جهت نزدیک شویم» (بیانات، ۱۳۷۳/۱۰/۱۴).

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha